قربون زور و بازوت

سلام قهرمان مامان
یه چند روز پیش خونه عزیز افطاری دعوت بودیم,پویا خوابیده
بود رو زمین ،عزیز تو رو نزدیک پویا برد تو هم گوششو چنگ
زدی ویه خطی روی سر کچلش افتاد
.

الهی بمیرم اینقدر گریه کرد
،تو هم اولش همین جوری نگاه
می کردی بعدش وقتی دعوات می کردیم تو خنده میکردی الهی
من قربونت برم که اینقدر خوش اخلاقی .

یه دفعه دیگه هم سر سفره بود که بابات اومد گذاشتت کنار
پویا شما هم هنوز توی جاتون مستقر نشده بودید که دماغ پویا رو
گرفتی دوباره این طفل معصوم از دست تو کتک خورد مثل اینکه
قصد جونشو کردی،که عزیز اومد پوبا رو بلند کرد و بردش،
فکر کنم عمه حمیده کفری شده بود
.

یه چند روز پیش هم تو کالسکه تو کوچه بودی که آقاجون
میاد وبا کالکسه می برتت یه دوری بزنی وقتی آقاجون اومد
دیدیم شلوارش خاکیه گفت پسرت زدم زمین ما هم این جوری
.
قضیه از این قرار بود که داشتن شما رو با کالسکه میبردن که
چرخ جلو می افته تو دست انداز کالسکه کج می شه و
آقا جون میاد که کالسکه رو بگیره خودش می افته
الهی
بمیرم دو جای پاش زخم شده بود ویه کوچولو شلوارش پاره شده
بود کار خدا که برای تو مشکلی پیش نیومد.

وقتی می بریمت تو حمام یا روشویی دوست داری آب رو بگیری
هر کار می کنی نمی تونی الهی من فدات بشم.

تازگیا یکم می شینی حدود 2-3 دقیقه ، درست نمی تونی تعادلت
رو حفظ کنی به قول خاله وجیهه اگه فوتت کنیم می افتی.
خنده های بلند می کنی البته خیلی باید خودمون رو
بکشیم تا خنده کنی .

دیروز خاله وجیهه خوابت کرد بگو چه جوری ،به زور پستونک
رو چپونده تو دهنت و زنجیر پستونک رو برات تکون می داده تو هم
خواب رفتی مثل اینکه هیپنوتیزت کردن
.





قربون زور و بازوت
